گزارشی از مهمترین نکات مربوط به «مهر دل».گیرم که بر کنی دل سنگین زمهر منزمهر من
مهر از دلم چگونه توانی چگونه توانی
که برکنی؟
برچسب:
نویسنده: ماهان شجاعی
آخرین اطلاعات منتشرشده درباره «یاد باد» را در ادامه بخوانید.یاد باد
آنکه ز ما وقت سفر یاد نکرد
به وداعی دل غمدیده ی ما شاد نکرد
آن جوان بخت که میزد رقم خیر و قبول بنده ی پیر ندانم ز چه آزاد نکردکاغذین جامه به خوناب بشویم که فلک ره نمونیم به پای علم دار نکرد دل به امید صدایی که مگر در تو رسد
برچسب:
نویسنده: ماهان شجاعی
در این گزارش، تازهترین اطلاعات درباره «روزگار پرهیز» را میخوانید. بـه بـانـگ چنگ مخور می که محتسب تیز است صـراحـی ای و حـریـفـی گـرت بـه چـنگ افتد بـه عـقـل نـوش کـه ایـام فـتـنـه انـگـیـز است در آســتــیــن مــرقــع پــیــالــه پــنــهــان کــن که همچو چشم صراحی زمانه خونریز است بــه آب دیــده بــشــویــیــم خــرقـههـا از مـی کــه مــوســم ورع و روزگــار پــرهــیـز اسـت مـجـوی عـیـش خـوش از دور بـاژگـون سـپـهر
برچسب:
نویسنده: ماهان شجاعی
در این مطلب، جزئیات مربوط به «شاهد افلاکی» ارائه شده است.چون زلف تو ام جانا در عین پریشانی چون باد سحرگاهم در بی سر و سامانیمن خاکم و من گردم من اشکم و من دردم تو مهری و تو نوری تو عشقی و تو جانیخواهم که ترا در بر بنشانم و بنشینم تا آتش جانم را بنشینی و بنشانیای شاهد افلاکی در مستی و در پاکی من چشم ترا مانم تو اشک مرا مانیدر سینه سوزانم مستوری و مهجوری د
برچسب:
نویسنده: ماهان شجاعی
در این مطلب، جزئیات مربوط به «تو دانی» ارائه شده است.نسیم صبح سعادت بدان نشان که تو دانیگذر به کوی فلان کن در آن زمان که تو دانیتو پیک خلوت رازی و دیده بر سر راهتبه مردمی نه به فرمان چنان بران که تو دانیبگو که جان عزیزم ز دست رفت خدا راز لعل روح فزایش ببخش آن که تو دانیمن این حروف نوشتم چنان که غیر ندانستتو هم ز روی کرامت چنان بخوان که تو دانیخیال تیغ تو با ما حدیث تشنه و آب استاسیر خویش گرفتی بکش چنان که تو دانیامید در کمر زرکشت چگونه ببندمدقیقهایست نگارا در آن میان که تو دانییکیست ترکی و تازی
برچسب:
نویسنده: ماهان شجاعی
آخرین اطلاعات منتشرشده درباره «دلم تنگته» را در ادامه بخوانید.دلم تنگته باز هوام ابریه نمیدونم الان دلت با کیه حواست اصا ذره ای با منه؟ تو شعراش یکی داره جون میکنه میدونم چقدر سخته که با توئه ولی باز چه خوشبخته که با توئهشبا پا برهنه تو ساحل برو از این حالو روزم تو غافل برو گمونم که الان تو فکر منی که
برچسب:
نویسنده: ماهان شجاعی
گزارشی از مهمترین نکات مربوط به «زمستان». زمستانسلامت را نمی خواهند پاسخ گفتسرها در گریبان استکسی سر بر نیارد کرد پاسخ گفتن و دیدار یاران رانگه جز پیش پا را دید، نتواندکه ره تاریک و لغزان استوگر دست محبت سوی کس یازیبه اکراه آورد دست از بغل بیرونکه سرما سخت سوزان استنفس، کز گرمگاه سینه می آید برون، ابری شود تاریکچو دیوار ایستد در پیش چشمانتنفس کاین است، پس دیگر چه داری چشم؟ز چشم دوستان دور یا نزدیکمسیحای جوانمرد من! ای ترسای پیر پیرهن چرکینهوا بس ناجوانمردانه سرد است ... آی ...دمت گرم و سرت خوش
برچسب:
نویسنده: ماهان شجاعی
در این مطلب، جزئیات مربوط به «نه این قرارمون نیود» ارائه شده است.نه این قرارمون نبود تو بی خبر بریمن خسته شم که تو بی همسفر برینه این قرارمون نبود من رنگ شب بشمتو سر سپرده شی من جون به لب بشمباور نمیکنم این تو خود توییاین تو که از خودت بیخود شده توییباور نمیکنم عشق منی هنوزگاهی به قلب من سر میزنی هنوزوقتی زندونی تو هوس مثل پروازی
برچسب:
نویسنده: ماهان شجاعی
برچسب:
نویسنده: ماهان شجاعی
برچسب:
نویسنده: ماهان شجاعی